تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
راه نمائيد كسى را كه اللَّه وى را گمراه كرد .
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
- اى دينا و طريقا الى الحجّة .
وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً
- اى شرعا واحدا فى الكفر . اين صفت منافقان است ، هم چنان كه جايى ديگر گفت :
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً
. ربّ العالمين فرمود كه : از ايشان بيزارى گيريد ، و با ايشان هام دل مبيد « 1 » ، و با ايشان مسازيد ، تا هجرت كنند با رسول خدا . و گفته‌اند : اين قومىاند كه برسول خدا آمدند بهجرت ، از اهل حجاز ، پس باز « 2 » گشتند ، و با قومى مشركان بتجارت به يمامه شدند . اللَّه تعالى مؤمنانرا فرمود كه : با ايشان موالات مداريد ، تا آن گه كه با رسول خدا آيند بهجرت تو ، و بيعت تو در سبيل خداى . پس گفت :
فَإِنْ تَوَلَّوْا
- اگر برگردند ، و با رسول خدا نيايند ، ايشان را آزرم نيست ، و آن هجرت پيشين به كار نيست .
فَخُذُوهُمْ
- گيريد ايشان را ، و اسير بريد ، عرب اسير را اخيذ خوانند . آن گه استثنا كرد ، گفت :
إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ
اين الّذين قومى انداز آن مردمان كه بازگشتند ، از دار الهجرة از تجّار ، بضاعتهاى خويش آوردند ، و بدست اين قوم نهادند ، كه ميان رسول خدا و ميان ايشان پيمان بود ، و ايشان قومى بودند از خزاعه و بنى خزيمه و بنى مدلج . و گفته‌اند : اين قوم كنايت از يك مرد است ، و آن هلال بن عويمى الاسلمى است ، ميان وى و ميان مصطفى ( ص ) مهادنه‌اى بود . اين قوم كه آن بضاعت بدست هلال نهاده بودند ، و با او پيوسته ، ايشان را گفت بگيريد و بكشيد ، كه اللَّه نمىپسندد كه مصطفى ( ص ) عهد شكند . و اين پيش از آن بود كه آيت سيف آمد ، و عهدها كه ميان رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : هم دل مباشيد . ( 2 ) - نسخهء ج : بازپس . )