و ميان كافران بود باطل كرد . پس چون آيت سيف آمد
إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ
منسوخ گشت ، يقال وصل فلان الى فلان ، و اتّصل به ، اى انتسب اليه .
أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ
- يعنى : قد حصرت صدورهم ، اى كرهت و ضاقت . اين باز قومىاند كه به مصطفى ( ص ) آمدند بهجرت ، نه بر نيّت تصديق ، خواستند كه وى را از خويش باز دارند ، و خويشتن را از وى آمن كنند ، و با قوم خويش شند « 1 » با سر كفر خويش ، كه با شما نمىتاوند « 2 » كه كشتن كنند ، و نمىخواهند كه با قوم خويش كشتن كنند . گفتهاند كه بنى مدلجاند و بنى خزيمه كه از رسول خدا ( ص ) عهد داشتند .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ
- اين منّت است كه ربّ العالمين بر مؤمنان مينهد ، و ميگويد : آن ضيق صدر ايشان و بازماندن از قتال شما ، آن ترسى است كه اللَّه در دل ايشان او كند « 3 » ، تا بأس معاهدان از مسلمانان باز دارد ، و اگر اللَّه دل ايشان در قتال شما قوى كرديد « 4 » ، ايشان با شما كشتن كردنديد « 5 » .
فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ
- اين اعتزال درين موضع ترك قتال است . ميگويد : اگر از كشتن باز ايستند و طلب آشتى كنند ، شما را و ايشان دستى و راهى نه . اين آيت هم منسوخ است بآيت سيف . سبيل در قرآن بر دوازده وجه آيد : يكى بمعنى طاعت چنان كه در سورة البقره است :
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
اى فى طاعة اللَّه . همانست كه جاى ديگر گفت :
وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
. جاى ديگر :
الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
اى فى طاعة اللَّه . وجه دوم بمعنى بلاغ است ، چنان كه در آل عمران گفت :
مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
اى بلاغا .
وجه سيوم بمعنى مخرج است ، چنان كه در بنى اسرائيل گفت :
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا
يعنى مخرجا . و مثل اين در
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : شوند .
( 2 ) - با شما برنميآيند
( 3 ) - نسخهء ج : افكند .
( 4 ، 5 ) - نسخهء ج : قوى كردى . . . كشتن كردندى . )