فصل
از احكام شرع آنچه تعلق به اين آيت دارد آنست كه اگر هديه به كسى دهى از سه بيرون نيست حال آن كس كه بوى دهى : يا فرود از تو است ، يا مثل تو است ، يا مه از تو است . اگر فرود از تو است بر وى مكافات و عوض واجب نيست ، كه سبيل آن سبيل صدقه است ، و اگر مثل تو است هم واجب نيست مكافات آن ، كه مقصود در آن هديه اكتساب محمدتست و تأكيد صداقت است ، و اين معنى حاصل است ، و اگر بالاى تو است در وجوب مكافات دو قول است : شافعى را بيك قول مكافات آن واجب نشود ، و بديگر قول واجبست مكافات آن كردن ، و عوض آن باز دادن . و در قدر و اندازهء آن عوض شافعى را سه قولست : يكى آنكه به قدر قيمت هديّه عوض آن لازم آيد . قول دوم آنست كه هر آنچه در عرف و عادت بپسندند و در مثل آن هديّه لايق بود ، لازم آيد . قول سيوم آنست كه رضاء وى حاصل بايد كرد ، چندان كه رضاء وى در آنست قدر واجب آنست ، بدليل خبر ابن عباس كه گفت : اعرابيى پيش رسول خدا ( ص ) آمد ، و هديّهاى آورد . رسول خدا ( ص ) از وى قبول كرد ، و آن گه وى را عوض داد ، و گفت : رضيت ؟ اعرابى گفت : لا . رسول خدا در عوض بيفزود ، و گفت :
رضيت ؟ اعرابى گفت : « نعم » .
فقال رسول اللَّه ( ص ) : « لقد هممت ان لا اتّهب الّا من قريشىّ او أنصارىّ او ثقفىّ » .
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً
- اللَّه نگاهبان هر چيز است تنها ، و دانندهء هر چيز يكتا ، و بسنده و فرا بخشندهء عطا ، و قيل
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً
اى يعطى كلّ شىء من العلم و الحفظ و الجزاء ما يحسبه ، اى يكفيه ، و يقال احسب فهو حسيب ، مثل انذر فهو نذير ، و سمّى الحساب فى المعاملات حسابا لأنّه يعلم به