اين آيت دليل شافعى است ( رض ) كه گفت : مرد آزاد مسلمان نشايد كه كنيزك را بزنى كند مگر بسه شرط : يكى آنكه كنيزك مسلمان بود . ديگر آنكه مهر آزاد زن نيابد . سوم آنكه از آفت عزوبت ترسد . تا اين سه شرط جمع نشوند روا نيست كه كنيزك را بزنى كند . ابن عباس گفت : من ملك ثلاثمائة درهم وجب عليه الحجّ ، و حرّم عليه نكاح الاماء ؛ و هر كه آزاد زنى بزنى دارد ، به هيچ حال روا نيست كه كنيزك را بزنى كند ؛ و اينجا كه رخصت است بيش از يك كنيزك روا نيست كه بزنى كند .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ
- اى اعملوا على الظاهر فى الايمان فانّكم متعبّدون بما ظهر ، و اللَّه تعالى يتولّى السّرائر .
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
- فى النّسب ، اى كلّكم ولد آدم ؛ و يجوز أن يكون بعضكم من بعض ، اى دينكم واحد ، و أنتم متساوون من هذه الجهة ، فمتى وقع لأحدكم الضّرورة جاز له تزوّج الأمة .
آن گه شرائط نكاح كنيزك معلوم كرد ، گفت :
فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ
، ولايت مقيّد كرد كه ولىّ بايد .
وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
كاوين مقيّد و فريضه كرد كه كاوين بايد ؛
« بِالْمَعْرُوفِ »
يعنى من غير مطل و ضرار .
« الْمُحْصَناتِ »
يعنى عفائف ، «
غَيْرَ مُسافِحاتٍ »
اى غير زانيات علانية ، «
وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ »
يعنى و غير زانيات سرّا . ميگويد : كنيزكى بايد پرهيزكار و پارسا و خويشتندار ، نه زناكار نهان ، نه پليد كار آشكارا ، كنيزكى كه نكاح گيرد بشرايط اسلام نه دوستگان « 1 » گيرد ، چنان كه عادت اهل جاهليت بود كه مرد زن را خدن ميگرفت ، و زن مرد را بر هواى دل ، بىنكاح ، و بىقصد تحليل و تطييب .
فَإِذا أُحْصِنَّ
- بفتح الف و صاد قراءت كسايى است و حمزه و ابو بكر از عاصم . و المعنى احصنّ انفسهنّ بالتّزوّج . باقى قرّا « احصنّ » خوانند ، بضم الف و كسر
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : دوستان .