و نه سزاى جوانمردان ! چون داغ فرقت بر دل آن مسكينه نهادى ، نگر تا دست خرج او نيز بر بند نيارى ، به آنكه داده واستانى ، و داغش بر داغ نهى .
حسن بن على ( ع ) زنى داشت . وى را طلاق داد . آن گه مال فراوان بوى فرستاد ، و گفت او را : محنت فراق ما بس است ، نيز رنج دست تنگى بر وى نبايد نهاد .
گويند آن مال چهل هزار درم بود . زن آن مال پيش خويش به خاك فرو ريخت و ميگفت : « متاع قليل من حبيب مفارق » .
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ .
الآية - اشارت اين آيت آنست كه بناء شرع بر تعبّد است نه بر تكلّف ، و قانون دين منقول است نه معقول ، و مايهء سنّت تسليم است نه تعليل . تسليم راهيست آسان ، منزل آن آبادان ، مقصد آن رضاء رحمن . تكلّف و تصرّف راهيست دشخوار ، منزل آن خراب ، مقصد آن ناگوار . هان ! از راه تكلّف خيز ، و در تسليم آويز ، وز تصرّف و تعليل بپرهيز . آنچه شرع حرام كرد محرّم دان بىعلّت ، حوالت آن بر ارادت ، بناء آن بر مشيّت . بجاى محرّم گر محلّل بودى همان بودى ، و سائغ در شرع مقدّس بودى ، و بىعلّت و بىشبهت بودى ، فهو الحقّ جلّ جلاله ، يفعل ما يشاء و يحكم ما يريد ، من يحرّم ما يشاء على من يشاء ، و يبيح ما يشاء لمن يشاء ، لا علّة لصنعه و لا معترض على حكمه .
6 - النوبة الاولى
( 4 / 30 - 25 )
قوله تعالى :
وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ
و هر كه نتواند از شما ،
طَوْلًا
از پى طولى ،
أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ
كه بزنى كند آزاد زنان گرويدگان را ،
فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
وى را حلالست كه كنيزكى بزنى كند ،
مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ
ازين كنيزكان شما كه گرويدگاناند ،
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ
و خداى داناتر دانايى است بايمان شما ،
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
شما همه