و أوسطها الفردوس ، و أنّ العرش على الفردوس ، و منها تفجر انهار الجنّة .
و
روى انس بن مالك قال : خرج حارثة بن سراقة يوم بدر نظّارا ، لم يخرج لقتال ، و كان غلاما فأصابه سهمه فقتله ، فجاءت امّه و هى الربيع بنت النضر الى النّبيّ ( ص ) فقالت :
يا رسول اللَّه اين ابنى حارثه ؟ فان كان فى الجنّة فاصبر و الّا فترى ما اصنع ؟
فقال ( ص ) : يا امّ حارثة انّها ليست بجنّة واحدة ، و لكنّها جنان كثيرة ، و انّه فى الفردوس الأعلى .
آن گه در آخر آيت گفت :
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ
- تا مطيع در طاعت بيفزايد ، و عاصى از معصيت حذر گيرد .
قوله :
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ
- معنى « منّت » تفضّل است ، و منّان متفضّل است . و منت كه از خدا بود مدح است ، لأنّه تفضّل . و چون از مخلوق بود ذمّ است لأنّه تقريع .
عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
- گفتهاند كه مؤمنان اين جا عرباند ، كه هيچ قبيله نيست از قبائل عرب كه نه رسول ( ص ) را در آن نسبى است مگر بنى تغلب ، قومى ترسايان بد كيشان . ربّ العزة رسول خود را از نسب ايشان پاك كرد ، و بر عرب منت نهاد كه رسول ( ص ) هم از نسب شما بشما فرستادم ، و كتابى هم از لغت شما بشما فرو فرستادم .
همانست كه جاى ديگر گفت :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ
، و گفتهاند كه مؤمنان اينجا عامّهء مؤمناناند از عرب و عجم . ميگويد : بمؤمنان رسولى فرستادم يكى از ايشان كه كار او شناختهاند ، و صدق و امانت او آزموده و دانسته ، نه فريشته و نه بيرون از فرزند آدم . دليل اين تأويل آنست كه جاى ديگر گفت :
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . .
الآية .
آن گه ستايش رسول را ، صفت وى كرد ، و كار وى گفت كه چيست :
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ