استاد ابو على دقاق گفت : توكل را سه رتبت است : او توكل ، پس تسليم ، سوم تفويض . توكل بدايت است ، تسليم وساطت ، و تفويض نهايت . توكل صفت عوام است ، تسليم صفت خواص ، تفويض صفت خاص الخاص . توكل صفت انبياء است على العموم ، تسليم صفت ابراهيم ( ع ) على الخصوص ، و تفويض صفت خاتم النبيين مصطفى ( ص ) على اخص الخصوص . صاحب توكل گوش بر وعدهء حق دارد . صاحب تسليم با علم حق آرام دارد . صاحب تفويض به حكم اللَّه رضا دهد . او كه با توكل است طالب عطا است ، او كه با تسليم است منتظر لقاء است ، و او كه با تفويض است در مجمع روح و ريحان آسودهء رضاء است . اين است كه رب العالمين گفت :
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ .
28 - النوبة الاولى
( 3 / 168 - 160 )
قوله تعالى :
إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ
اگر يارى دهد اللَّه شما را ،
فَلا غالِبَ لَكُمْ
باز شكنندهاى نيست شما را ،
وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ
و اگر خوار كند شما را و فرو گذارد ،
فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ
كيست آنكه يارى دهد شما را ؟
مِنْ بَعْدِهِ
از پس فرو گذاشتن او ،
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
( 160 ) و ايدون باد كه بخداى سپارند گرويدگان كار خويش را .
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ
و نبود هرگز بسزا پيغامبرى را كه خيانت كند در غنيمت بخشيدن ميان غازيان ،
وَ مَنْ يَغْلُلْ
و هر كه خيانت كند به چيزى ،
يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ
آن چيز آرد فردا برستاخيز ،
ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ
پس آن گه بهر تنى گزارند پاداش آنچه كرد ،
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
( 161 ) و هيچ كس را ازيشان از پاداش نيكى چيزى بنكاهند .
أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ
باش كسى كه بر پى رضوان خدا رود و جستن