ببهشتى كه فراخى آن چندانست كه فراخى هفت آسمان و هفت زمين . مردى گفت :
يا رسول اللَّه اگر بهشت چندين است بدين فراخى پس دوزخ كجاست ؟ ! مصطفى ( ص ) گفت :
سبحان اللَّه ، اذا جاء النّهار فأين اللّيل ؟ .
انس بن مالك را پرسيدند كه :
بهشت كجاست در زمين يا در آسمان ؟ جواب داد كه : كدام آسمانست و كدام زمين كه بهشت در آن گنجد ؟ گفتند : پس كجاست ؟ گفت : بالاء آسمان هفتم زير عرش عظيم . قتاده گفت : بما چنان رسيد كه بهشت بالاء هفت آسمانست و دوزخ زير هفتم طبقهء زمين .
أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
- همانست كه جاى ديگر گفت :
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا
، و قال تعالى :
وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ
. آن گه صفت متّقيان در گرفت ، و ابتداء بسخا كرد كه بهينهء اخلاق مؤمنان است ، و زينت دين و كمال ايمانست .
قال النّبيّ ( ص ) حكاية عن اللَّه عزّ و جلّ : هذا دين ارتضيته لنفسى و لن يصلحه الّا السّخاء و حسن الخلق ، فأكرموا بهما ما صحبتموه .
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ
- ميگويد : متّقيان ايشانند كه نفقه كنند و صدقه دهند در هر حال كه باشند از سرّا و ضرّا و شدّت و رخا و عسر و يسر .
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
- و ايشان كه خشم فرو برند و انتقام نكنند چون توانند ، بلكه در آن خشم فرو بردن صبر كنند ، و رضاء خدا در آن بجويند .
قال النّبي ( ص ) : ما تجرّع عبد جرعة افضل اجرا من جرعة غيظ كظمها ابتغاء وجه اللَّه عزّ و جلّ ، و من كظم غيظا و هو يقدر على انفاذه ملأه اللَّه امنا و ايمانا .
و
قال يحيى بن زكريا لعيسى بن مريم ( ع ) :
يا روح اللَّه اخبرنى بأشد شىء فى الدّارين جميعا . قال : غضب اللَّه . قال يا روح اللَّه و ما ينجينى من غضب اللَّه ؟ قال : ترك الغضب .
روايت كنند كه : ابو بكر صديق روزى با مصطفى ( ص ) نشسته بود ، مردى بيامد و زبان در ابو بكر كشيد و ناسزا گفت . ابو بكر از وى اعراض كرد و از وى