در ميگذاشت . پس آن مرد در طعن بيفزود . ابو بكر خشم گرفت ، در جواب دادن ايستاد . مصطفى ( ص ) برخاست ، ابو بكر از پى مصطفى ( ص ) رفت ، گفت :
يا رسول اللَّه تا آن مرد در ما طعن همىكرد نشسته بودى ؟ چون من جواب دادم برخاستى ، اين چه بود ؟ مصطفى ( ص ) گفت : يا أبا بكر تا تو نميگفتى فريشتهاى آمده بود و از بهر تو ميگفت و جواب ميداد ، چون تو خشم گرفتى و در انتقام ايستادى فريشته برفت و شيطان در آمد ، چون شيطان در آمد من برخاستم .
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
- جاى ديگر بعفو فرمود و گفت :
وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا
، و جاى ديگر عفو و تقوى درهم بست و از بنده بپسنديد و گفت :
وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى
. و
قال النّبيّ ( ص ) : ينادى مناد يوم القيامة : ألا من كان له على اللَّه اجر فليقم ، فيقوم العافون عن الناس ، ثمّ تلا :
فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
.
كلبى گفت : اينجا عفو بردگان و درم خريدگانست . زيد بن اسلم گفت : عفو آن كس است كه بر تو ظلم كند يا ترا بد گويد ، بر وفق آن خبر كه مصطفى ( ص ) گفت :
أ لا ادلّكم على خير اخلاق اهل الدّنيا و الآخرة ؟ من وصل من قطعه و عفا عمّن ظلمه ، و أعطى من حرمه .
ابراهيم تيمى گفت كه : بخواب نمودند مرا كه بر كنار جويى داشتند مرا ، و گفتند : يا ابراهيم خود بياشام ، و هر كرا خواهى آب ده ، كه تو خشم فرو بردى ، و بر آن صبر كردى ، و مردمان را بگناه عفو كردى ، و از ايشان در گذاشتى .
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
- يعنى آنچه درين آيت گفت از مكارم اخلاق ، صفت محسنان است ، و اللَّه تعالى محسنان را دوست ميدارد .
روى ثابت البنانى عن انس بن مالك قال : قال رسول اللَّه ( ص ) : « رأيت قصورا مشرفة على الجنّة ، قلت يا جبرئيل لمن هذه ؟ قال ل
الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
.
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً
- اين و الذين معطوف است بر
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ