و تسودّ وجوه الكافرين . آن گه حال ايشان بيان كرد و مآل و مرجع ايشان بگفت :
فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ
- اى يقال لهم :
أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ ؟
ايشان را گويند : از پس ايمان كافر گشتيد ؟ اگر جهودانند و نبوت محمد ( ص ) در تورات يافته بودند و ايمان داشتند كه تورات راست است ، و منتظر وى بودند ، پس از بعثت وى كافر گشتند بوى . و اگر منافقاناند به زبان اظهار ايمان كردند آن گه بنفاق كه در دل داشتند كافر شدند ، و اگر مبتدعاناند بر جمله ايمان آوردند و بر تفصيل كافر گشتند . و اگر كافراناند بر عموم روز ميثاق كه ايشان را گفتند :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ قالُوا بَلى
اقرار آوردهاند بربوبيّت و وحدانيّت اللَّه و گفتند :
« بلى » ، آن گه پس از آن كافر گشتند . ايشان را روز قيامت گويند :
فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
،
وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ
- اى فى جنّته .
هُمْ فِيها خالِدُونَ
- لا يموتون . درين آيت گفت : تبيضّ ، و ابيضّت ، تسودّ و اسودّت ، جاى ديگر گفت :
تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ
و نگفت : وجوههم سود ، گفت مسودّة يعنى سياه گشته از بهر آنكه از گور سپيد روى برخاستند ، چنان كه از مادر زادند ، پس آن رويهاشان سياه كردند . همانست كه جاى ديگر گفت :
سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
،
كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ
،
عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ
،
مِنَ الْمَقْبُوحِينَ
،
تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
،
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ
،
لا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ
،
نَزَّاعَةً لِلشَّوى
اين همه از يك بابست .
قوله تعالى :
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ
- اى القرآن ، نتلوه عليك بالصّدق . اين دليل كه خداى را عزّ و جلّ خواندن است ، و ازين باب در قرآن فراوان است :
نَتْلُوا
،
نَقُصُّ
،
فَإِذا قَرَأْناهُ
و امثاله .