تقوى ايشان بر ديدار نعمت است ، و همت ايشان پرورش تن براى خدمت حق جلّ شأنه .
و
اتَّقُوا اللَّهَ
خطاب اهل نواخت و كرامت است ، كه تقوى ايشان بر مراقبت منعم است و قصد ايشان روح روح در مشاهدت حق ، و شتّان ما بينهما .
اتَّقُوا رَبَّكُمُ
- خطاب مزدوران است و
اتَّقُوا اللَّهَ
خطاب عارفان . مزدوران در طلب ناز و نعمتاند ، و عارفان در طلب راز ولى نعمت . مزدوران از اللَّه غير او خواهند ، و عارفان خود اللَّه خواهند . احمد بن خضرويه حق تعالى را بخواب ديد گفتا : « يا احمد ! كلّ الناس يطلبون منّى الّا ابا يزيد فانّه يطلبنى » .
اذا ما تمنّى النّاس روحا و راحة * تمنّيت ان القاك يا عزّ خاليا
روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد
گفتهاند كه : تقوى بر سه قسم است : يكى تقوى عقوبت اندر صبر كردن از معاصى ، چنان كه گفت :
وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
. ديگر تقوى اندر شكر نعمت ، چنان كه گفت : و
اتَّقُوا رَبَّكُمُ
. سديگر تقوى برؤيت وحدانيّت بى اعتبار ثواب و عقاب . چنان كه گفت :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
. اوّل تقواى ظالمانست ، ديگر تقواى مقتصدانست ، سديگر تقواى سابقان .
قوله تعالى :
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
- اوّل گفت :
وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
، و در آخر گفت :
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً
، و در ميان گفت :
اتَّقُوا اللَّهَ
سرّ ترتيب اين كلمات آنست كه بنده قصد اعتصام داشت به اللَّه ، و راه آن جز تقوى نيست ، و حقيقت تقوى تحصيل طاعاتست ، و تحصيل طاعات جز بكتاب و رسول نيست كه
بِحَبْلِ اللَّهِ
عبارت از آنست . ميگويد :
دست در
بِحَبْلِ اللَّهِ
زنيد ، تا بتقوى رسيد ، و از تقوى باعتصام او رسيد ، و از اعتصام