لا يدرى و لكن ربّه يدرى . و روى انّ ابن عمر كان يهوى جارية فاشتراها و اعتقها ، فقيل له ، هويتها فاشتريتها ثمّ اعتقتها قبل ان تصيب منها ؟ فقرأ هذه الآية :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
.
آوردهاند كه زبيده مادر جعفر « 1 » مصحفى ساخته بود ، نود پاره ، همه بزر نبشته ، آن گه مجلّدها زر كرده مرصّع بجواهر ، روزى از آن مصحف ميخواند به اين آيت رسيد :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
آن در وى اثر كرد گفت : من از مال و ملك خويش هيچيز دوستتر ازين مصحف ندارم ، آن گه زرگران و جوهريان را بخواند تا آن برگرفتند و بفروختند و در وجه آن عمارتها نهاد از حوضها و مصنعها كه در باديه فرمود .
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ
- اشتقاق بر از بر است ، و برّ جاى فراخ است و زمين گشاده ، و مؤمنان را به آن ابرار خوانند كه دلهاشان فراخ است و سينهها گشاده ، به حكم اين آيت كه گفت :
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
، و كافران را ضدّ اين گفت :
وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً
. و ازين جا بود كه ابو ذر غفارى ( رض ) از مصطفى ( ص ) پرسيد كه بر چيست ؟ جواب داد :
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ . . .
الآية . از بهر آنكه درين آيت افعال خير و مكارم اخلاق فراخ بگفت و فراوان برداد ، پس معنى برّ توسّع است در افعال خير ، و خداى عزّ و جلّ خود را « برّ » خواند و بنده را « برّ » نام نهاد اكنون « بر » بنده با خدا آنست كه وى را مطيع و فرمان بردارست ، و برّ خدا با بنده آنست كه بر وى نيكوكار است و نوازنده و روزى گمارست .
گفتهاند كه برّ بر سه معاملت است : يكى با خدا در معنى عبادت كردن و وى را
هامش
( 1 ) منظور « ام جعفر » است كه كنيهء زبيده زوجهء هارون الرشيد مىباشد .