پرستيدن ، و اليه الاشارة
بقوله ( ص ) « لا يزيد فى العمر الا البر ، و ان الرجل ليحرم الرزق بالذنب يصيبه » .
ديگر با قرابت و نزديكان خويش در معنى پيوستن بايشان ، و شناختن حق ايشان . و اليه الاشارة
بقوله ( ص ) : « دخلت الجنة فسمعت فيها قراءة فقلت من هذا ؟
قالوا حارثة بن نعمان ، كذلكم البر ، كذلكم البر ، و كان ابر الناس بامه » .
قال : « و ان من ابر البر صلة الرجل اهل ود ابيه بعد ان يولى » .
سديگر با اجنبيان در معنى انصاف دادن ايشان ، و شفقت اسلام نمودن بر ايشان ، و خوش داشتن خلق در صحبت ايشان ، و اليه الاشارة
بقوله ( ص ) : « البرّ شىء هيّن ، وجه طلق و لسان ليّن » .
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ
- يعنى من صدقة
فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
عالم بنيّاتكم فيجازيكم « 1 » عليه .
قوله تعالى :
كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ
- جهودان بر مصطفى ( ص ) منكر بودند كه گوشت اشتر بحلال داشت و مىخورد . گفتند : اين بر ابراهيم ( ع ) حرام بود ، دين ابراهيم اين بود ، و در تورات چنين خوانديم . چونست كه محمد ( ص ) در تحليل گوشت شتر مخالفت دين ابراهيم مىكند ؟ ربّ العالمين آن جهودان را درين آيت دروغزن كرد ، و بيان كرد كه گوشت شتر بر ابراهيم و بر فرزندان او حلال بود ، تا آن گه يعقوب ( ع ) بر خود حرام كرد . پس علماء را اختلاف است كه يعقوب چرا بر خود حرام كرد ؟ گفتهاند كه : وى را بيمارى رسيد كه در آن بيمارى گوشت شتر و شير شتر وى را ناسازگار بود . پس دفع مضرّت را بگذاشت خوردن آن ، و بر خود حرام كرد نه تحريم شرعى را . ابن عباس و حسن گفتند : يعقوب را علّت عرق النّساء پديد آمد ، نذر كرد كه اگر خداى تعالى وى را از آن علّت شفا دهد آن طعامى كه دوستتر دارد ، خوردن آن بگذارد و بر خود حرام كند تقرّبا الى اللَّه عزّ و جلّ . پس گوشت و شير شتر بر خود حرام كرد وفاء نذر خويش را . ضحاك گفت : سبب اين عارض كه يعقوب را رسيد آن بود كه قصد بيت المقدس داشت نذر كرد كه اگر تندرست ، بىعيبى و رنجى به
هامش
( 1 ) نسخه : ثم يجازيكم .