ايشان را حرمتى اثبات كرده ، ربّ العالمين ايشان را دروغزن كرد به آنچه دعوى كردند كه در كتاب ما مال عرب ما را مباح است و بازگرفتن امانت ايشان ما را رواست .
گفت :
وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
بر خداى مى دروغ گويند اين جهودان ، كه امانت در همهء ملّتها و شريعتها بازدادنى و گزاردنى است . آن روز كه اين آيت فرو آمد مصطفى ( ص ) گفت :
« كذب اعداء اللَّه ، ما من شىء فى الجاهلية الّا و هو تحت قدمى الّا الامانة فانّها مؤدّاة الى البرّ و الفاجر » .
و
قال على بن ابى طالب ( ع ) « ادّوا الامانة و لو الى قاتل اولاد الانبياء »
و مردى از ابن عباس پرسيد كه : ما را در غزاها كه پيش آيد با اهل كتاب و اهل ذمّت بگذريم ، و باشد كه از ايشان طعام بستانيم و مرغ خانه گيريم ، فتوى چه دهى ؟ ابن عباس گفت : روا نباشد بعد از اداء جزيه الّا بطيب نفس منهم ، مگر كه برضاء و خوش دلى ايشان باشد . آن گه اين آيت بر خواند :
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ ، وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
.
پس ربّ العالمين آنچه گفتند :
لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ
بر ايشان رد كرد و گفت :
بَلى
يعنى بلى عليهم سبيل فى ذلك . بلى وقف است وقفى تمام .
آن گه بر سبيل ابتدا گفت :
مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ
، اوفى لغت حجاز است و وفى لغت نجد ، و معنى هر دو يكى است . ميگويد : هر كه بوفاء عهد باز آيد آن عهد كه بر او گرفتند در تورات از ايمان آوردن به محمد ( ص ) و استوار گرفتن قرآن ، و گزاردن امانت ، و
اتَّقى . . .
آن گه از كفر و خيانت و شكستن عهد بپرهيزيد ، هر كه اين كند از متّقيان باشد .
فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
خداى متّقيان را دوست دارد ، درين آيت اشارتست كه ربّ العزّت جهودان را به هيچ وجه دوست ندارد ، كه ايشان بوفاء عهد باز نيامدند ، وز محارم پرهيز نكردند ، پس ايشان را از تقوى نصيب نيست ، و آن كس كه متّقى نيست به حكم اين آيت ، اللَّه دوست وى نيست .