أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ
- اين هم از سخن جهودان است ، يعنى : و لا تؤمنوا بان يحاجّوكم عند ربّكم ، لانّكم اصحّ دينا منهم ، فلا يكون لهم الحجّة عليكم . ميگويد :
استوار مداريد كه ايشان فردا بنزديك خدا با شما حجّت گيرند ، از بهر آنكه دين شما راست ترست ، و حجّت شما قوىتر ، و ايشان را بر شما حجّت نه . ابن جريح گفت :
معنى آيت آنست كه جهودان سفلهء خويش را ميگفتند كه جز هم دينان خويش را تصديق مكنيد و استوار مگيريد . نبايد كه كسى ديگر را آن دهند كه شما را دادند ، پس چه فضل بود شما را بر ايشان ، چون ايشان آن دانند كه شما دانيد ؟ و آن گه فردا بنزديك خدا با شما حجّت گيرند و گويند : دين ما شناختيد و بدرستى آن اقرار داديد ، مكنيد ايشان را تصديق تا امروز بعلم چون شما نباشند ، و فردا بنزديك خدا بر شما حجّت نيارند . پس ربّ العالمين بجواب ايشان گفت ردّا عليهم و تكذيبا لهم .
قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
. اى محمد ( ص ) ، گوى ايشان را كه افزونى در علم و حكمت ، و اين فضل و كرامت در يد خدا است ، آن كس را دهد كه خود خواهد .
يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ
- رحمت اينجا قرآن و اسلام است بر قول ابن عباس ، و نبوّت است بر قول ربيع و حسن و مجاهد . و گفتهاند كه : « حسنى » است در آن آيت كه گفت :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى
. و گفتهاند كه : اين رحمت كه قومى را مخصوص است آنست كه خواصّ بندگان خود را بحقائق و لطائف سخن خود راه نمود ، تا بتوقير و تعظيم فرا سر آن شدند ، و همگى خويش فرا آن دادند ، و بسمع حقيقت نيوشيدند . ربّ العزّت ايشان را در آن بستود و بپسنديد ، گفت :
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
، و الى هذا المعنى
اشار النبى ( ص ) : انّ من العلم كهيئة المكنون لا يعرفه الّا العلماء باللَّه عزّ و جلّ فاذا نطقوا به لم ينكره الّا اهل العزّة باللَّه عزّ و جلّ .
وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
- يعنى على المؤمنين . اين فضل همان احسان است