تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا واهميت دين (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نموده است : مشهور است كه وقتى سر بريده امام حسين ( ع ) را از كربلا به شام آوردند او اهل شام را جمع كرد و با چوب خيزران سر مقدس را مى خراشيد يعنى به فشار ميزد و اشعار زير رامى خواند كه معروفاست و دو شعر ديگر كه صريح كفر بود ، زياد كرد . بعد مظالم ديگر يزيد را نقل كرده كه مناسب نقل نيست تا اينكه از ابن جوزى نقل مىكند كه اگر در دل يزيد كينه هاى جاهلى ( قبل ازاسلام ) و دشمنى هاى بدرى ( كه سران قريش در جنگ بدر كشته شدند ) نمى بود به رسوايى اهل بيت نمى پرداخت و سر حسين را احترام مى كرد و دفن مى نمود . . . 7 سنايى غزنوى در حق يزيد و آل او مى گويد : برچنين قوم تو لعنت نكنى شرمت باد لعن الله يزيد و على آل يزيد اشعار او زياد است كه از نقل آنها خوددارى شد . 8 سيوطى و ابن حجر نوشته اند : واقدى به چند طريق از عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه روايت كرده كه : به خدا سوگند ما بر يزيد خروج نكرديم مگر اينكه ترسيديم از آسمان سنگباران شويم . همانا يزيد مردى بود كه مادران اولاد و دختران و خواهران را نكاح ميكرد ، شراب مى نوشيد و نماز نمى خواند . 9 باز سيوطى در تاريخ خلفاء نقل مىكند : وقتى اهل مدينه در اثر فسق و فجور يزيد بر او خروج كردند او لشكر زيادى براى قتل آنان فرستاد . در اين حمله مردم زيادى از صحابه رسول خدا ( ص ) كشته