اسلامى روى كار مى آمد و حق ، جانشين باطل مى شد و در فرض شهادت ( امام حسين ( ع ) ) يزيد رسوا و بدنام مى شد و مردم دشمن و بدبين او مى شدند و او نمى توانست با رياكارى دين را از مردم بگيرد .
آنچه در خارج واقع شد ، شق دوم بود كه نظام اموى و بعد از آن نظام عباسى ديگر مقام دينى خود را در دلهاى مردم مسلمان از دست دادند و دانشمندان جهان اسلام به صورت جدا از دربار بنى اميه و بنى عباس راه خود را به سوى ارشاد امت و ترويج دين تأسيس نمودند و عملكرد ابوحنيفه ( ره ) بزرگترين دليل تأثير عاشوراى حسينى مى باشد و او در پايدارى خود در برابر دو رژيم فاسد اموى و عباسى حتى جان شيرين خود را از دست داد ولى اين دو نظام را به رسميت نشناخت .
پنجم : از آنچه گفتيم اشكال معروف ديگر نيز جوابش روشن شد كه اگر جنگ خوب بود چرا امام حسن ( ع ) نجنگيد و اگر خوب نبود چرا امام حسين ( ع ) جنگيد ؟
اين دو جنگ در شرايط مختلف بوقوع پيوستند و هركدام حكم جداگانه اى داشت و لذا يكى صلح را اختيار كرد و ديگرى شهادت را .
بلى ، روش رسمى يزيد و پدرش كه صحابى بوده بسيار تفاوت داشت و همين تفاوت در صلح و شهادت دو برادر تأثير داشت .
ششم : اما اينكه يزيد مسلمان نبود به شواهد زير توجه كنيد كه يا از يزيد نقل شده است و يا از علماى اسلامى در حق او وارد شده :
عاشورا واهميت دين (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١١١