دوم : پيروزى در اين كار زمينه ساز امر به معروف و نهى از منكر و بوجود آوردن اصلاحات در ميان امت اسلامى بود نه اينكه علت اصلى قيام ايشان امر به معروف و نهى از منكر بود .
سوم : از مسلمات فقهى اين است كه براى امر به معروف و نهى از منكر جايز نيست فردى جان خود را از دست بدهد ، در فرض به خطر افتادن جان ، وجوب امر به معروف و نهى از منكر ساقط مىشود لذا از امام چهارم تا امام يازدهم هيچ كدام براى وجوب امربه معروف و نهى از منكر و حتى وجوب ارشاد ، جان خود را از دست ندادند و حتى خود را در معرض هلاكت قرار ندادند و همچنين دانشمندان بزرگ جهان اسلام در طول تاريخ اسلامى در مقابل دولتهاى جابر و ستمگر تا كشتن خود پيش نرفتند بلكه وجوب امر به معروف و نهى از منكر را از ذمه خود ساقط مى دانستند بلكه فقهاى ما در فرض ضرر پايين تر از كشته شدن نيز امربه معروف و نهى از منكر را واجب نمى دانند .
چهارم : براى امام حسين ( ع ) حتى در روز عاشورا ميسّر بود كه پيشنهاد مصالحه را بدهد و مسلَّماً بوسيله بيعت با يزيد جان خود را ميتوانست از كشته شدن نجات دهد . پس معلوم است كه قيام او براى بقاى اسلام و نابودى كفر بوده است . براى امام ( ع ) معلوم بوده كه قيام او شكست ندارد . چه در جنگ پيروز شود و چه كشته شود ، يزيد نمى تواند دين را از بين ببرد . در فرض كشته شدن يزيد ، يك نظام
عاشورا واهميت دين (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١١٠