اگر ما از علم و آگاهى به نسبت كافى برخوردار باشيم ، اراده ما شفافتر مىشود و افعال صادره از اعضاى بدن ما مفيدتر ، عقلايىتر ، و به خرد و قانون نزديكتر مىگردد .
و در مرحله دوم و نهايى كه در چگونگى اعمال ما و حتى پارهاى از اخلاق ما نقش اساسى را ايفا مىكند شدت شوق به امورى و ضعف شوق به چيزهايى مىباشد اين شوق گاهى به مزاج و طبيعت افرادى ، گاهى به تربيت اشخاصى و گاهى به ذكاوت و فزونى عقل جماعتى ، وابستهگى دارد .
و در همين نقطه ، نيكوكاران و بدكاران ، بدبختها و خوشبختها ، فرومايگان و سرفرازان و فرزانگان ، اظهار وجود مىكنند .
آنچه كه تاكنون در مورد فوايد اصول و فروع دين ( فرهنگ اسلامى ) گفتيم ، روشن بود ، و چيزى تازه و جديد و نه سرمكتومى بوده كه ديگران نمىدانستند و من آن را كشف كردهام !
بلى غالبا فوايد دين در زندگانى روشن است ولى اكثريت مردم علاقهاى به آنها نداشته و ندارند و با حفظ شرايط فعلى ، آينده هم اگر بدتر نباشد بهتر نخواهد بود ، مگر گاهى كه كميت و كيفيت فكرى بشر فزونى يابد و تجارت تلخ زندگى راهى براى او جز راه
دين و زندگانى (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٣٥