در جواب سوال دوم مىگوييم كه اراده معلول سه امر ديگر است ، و به تعبير ديگر علت اراده ، سه جزء دارد .
اول تصور ، تا چيزى تصور نگردد مورد اراده واقع نمىشود ، شما هيچگاه مجهولات خود را قصد نمىتوانيد
دوم تصديق به نفع آن كار ، چيزى كه به منفعت آن اعتقاد نداشته باشيد قصد به جا آوردن آن را نمىكنيد .
سوم شوق به انجام آن ، كه پس از آن ، اراده پيدا مىشود و در فرض عدم مزاحمت عامل قوىتر ، فعل از انسان مريد صادر مىشود .
دو جزء اول ( تصور و تصديق ) از مقوله علم است و جزء سوم از مقوله تمايلات و غرايز افراد مختلف مىشود .
شهوتهاى مختلف حيوانى و تمايلات انسانى در اشتياق به كارها مختلف است .
بسيارى از انسانهاى خام و هوسباز ، به غرايز حيوانى ، شوق بيشتر پيدا مىكنند افراد تربيت شده به تمايلات عالى انسانى بيشتر ، اشتياق دارند .
نتيجه اين بحث اين است كه سرنوشت اراده زير تأثير دو عامل است :
اول علم
دين و زندگانى (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٣٢