- فصل هفتم - زندگى و زندگانى
جمعى سؤال مىكنند چرا دين اسلام بشر را به سوى صنعت و علم مادى و اختراعات سوق نداد ، چرا پيامبر اسلام ( ص ) يا پيامبران الهى گذشته ، ماشين ، و طياره و قمر مصنوعى و كمپيوتر و انترنت و تليفون و تلويزيون نياوردند ؟ و . . .
جواب : زندگى يعنى زنده بودن كه از آثار و علامات و نشانههاى آن ، تنفس ، تغذيه ، تنميه و توليد مثل و غيره مىباشد . لوازم اين زندگى مانند حفظ صحت و يابيدن غذا و دارو و جذب مواد ، و وسائل رفاهى براى آن مانند موثر و طياره و انترنت و راديو و تلويزيون و چاپخانه و غيره مىباشد .
زندگانى يعنى كيفيت زندگى ، جهتدهى حيات ، هدفمندى ، عدالت اجتماعى ، ارزشهاى اخلاقى ، روابط انسانى با آفريدگار و با همنوعان خود و با محيط و جهان ، و حتى روابط انسان با خود در زندگانى فردى .