آيا تعقل خود را بر احساسات مقدم مىداريم و يا برعكس ؟ « 1 »
آيا منافع كوتاهمدت و حاضر خود را بر منافع مستقبل و دراز مدت خود ، ترجيح مىدهيم و يا برعكس ؟
با دقت در اين جملات محدود و مختصر ، فهميده مىشود ، انسان در مرحله اول به زيادى علم و آگاهى در تكامل مادى و معنوى و روحانى خود شديدا نياز دارد ، و شايد سر اين كه خداوند به رسول مكرمش در قرآن مىفرمايد : بگو پروردگار من ، دانايى مرا زياد كن ( قبل ربى زدنى علما ) . همين امر باشد كه علم در سرنوشت زندگانى ما نقش كليدى را ايفا مىكند .
هامش
( 1 ) بدون ترديد ، افراد انسان هم احساسات دارند و هم تعقل ، ولى سؤال اين است كه نقش هركدام در عمل و در اراده ما چند درصد است ؟ و از نظر تكامل انسانى ، ما چند درصد از احساسات خود استفاده كنيم و چند درصد از تعقل خود ؟ حريم تعقل بايد در كجا باشد و دايره احساسات در كجا ؟ اينها مسايلى است كه بحث آن را نگارنده در جايى نديده است ، و حتى معلوم نيست صاحبنظران در اين مورد بحثى كردهاند يا نه ؟ به هرصورت نويسنده قاصر النظر حرفى در اين مورد ندارد .