ماندن طرفين دعوا از كار و تحصيل نفقه و تحمل مصرف كرايه ماشين از طرفين مىگردد كه كار بسيار زشت بلكه يك نوع ظلم ناجايز به مردم است .
مساله 116 : در فرض امكان مردم كشور حتى ساكنين قريههاى دور دست بايد دسترسى به قضا را داشته باشند و كمتر محتاج به رفتن به مركز و يا شهرهاى دور شوند .
مساله 117 : در فرضيكه مدعى و مدعى عليه از دو مذهب باشند در حق اللّه ، حق اقامه دعوى با مدعى عليه مىباشد و در حق الناس حق اقامه دعوى ( و اختيار قاضى ) حق مدعى مىباشد .
مساله 118 : آنچه در قوه قضاييه از همه مهمتر است سه چيز است :
اول علم لازم براى قضا ، چون هركس كه بما انزل اللّه حكم نكند كافر و فاسق و ظالم است كه در آيات شريفه قرآن آمده است . « 1 »
جمع زيادى از فقهاى شيعه اجتهاد را در قاضى شرط مىدانند و جمعى آن را معتبر نمىدانند و همين قول در نظر اينجانب درستتر است .
دوم عدالت و تقوا است و حكم و قضاى قاضى غير عادل نافذ نيست .
هامش
( 1 ) - تفسير آيات را در كتب تفسير بدست آوريد .