تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل يا شاه مردان (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
درباره انسانها در هر موردى باشد ، كار بى نهايت پستى است . بى مبالغه عرض مى كنم : من فلسفه خوانده ام ؛ كلمات فلاسفه ؛ چه فلسفه مشاء ، چه فلسفه اشراق ، چه حكمت متعاليه صدرالمتألهين كه فلسفه مشاء و اشراق را تلفيق كرد و امروز بالاترين فلسفه در بين فلاسفه همين حكمت متعاليه صدرالمتألهين است ، امروز كه همه اينها موجود است و كلمات على در نهج البلاغه هم موجود است ، كلماتى در نهج البلاغه ذكر شده و عبارتهايى كه در اين كتاب آمده است در فلسفه متعاليه كه از دوره يونان شروع شده و تكامل يافته و در بين فلاسفه مسلمان به اوج خود رسيده ، وجود ندارد ، فلسفه بشرى در مورد واجب الوجود هرگز نمى تواند در مقابل خطبه هاى اميرالمؤمنين در نهج البلاغه همسانى كند . به راستى خطبه هاى اميرالمؤمنين در نهج البلاغه بى نظير است مخصوصا خطبه معروفى كه در باب توحيد دارد ؛ « الحمدلله الذى لايبلغ مدحته القائلون . . . » . على بن ابيطالب عليه السلام در اين خطبه جملاتى بس پرمعنا و تابناك در مورد توحيد دارد كه همه را مبهوت و حيران ساخته است تا آنجا كه فلسفه هم از درك و بيانش عاجز است . نكات و اشاراتى در كلام و بيان على در مورد فلسفه و الهيات وجود دارد كه اگر على نمى بود ، خيلى مشكل بود كه بشر آن را بفهمد . ولى على با فصاحت و