دور شدن آنان از مسير كاينات و موجودات آنان را بدان مسير بازگرداند ، / 372 و بدين گونه مسير و حركت اصلاحى اجتماع آغاز شد كه از پراكندگى به الفت و پيوستگى و از سستى به نيرومندى و از جاهليّت و عقبماندگى به دانش و تمدن تحوّل يافت .
«
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ
- اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان برانگيخت . » بسيارى از مفسّران گفتهاند كه « امّيين » كسانى هستند كه به مكّه « امّ القرى » نسبت داده شدهاند ، و محتمل است كه آنان به لحاظ امّتها و ارزشها پراكنده بودند ، و ظاهرتر ( به ديدهء مفسّران ) آن است كه بيگمان آنان جاهلياناند ، جز اين كه بايد گفت امّى و جاهلى كسى نيست كه نمىخواند و نمىنويسد ، زيرا اين معناى حرفى ظاهر كلمه است ، پس به تحقيق ، دانشمندى كه مىخواند و مىنويسد به جاهليّت و امّيّت نسبت داده مىشود زيرا با دانستههاى خود همكارى و هماهنگى ندارد . « 7 » نداشتن توانايى خواندن و نوشتن يك مظهر از مظاهر عقب ماندگى و نادانى است ، و جاهليّت را مظاهرى است گوناگون كه همگان كلمهء امّى را بر آنها صادق دانستهاند كه به نظر مىرسد اين كلمه غلبه و شمول يافته تا تمام ابعاد جاهليّت را در برگيرد ، و اين مطلب را از به كاربردن آن در قرآن حكيم درمىيابيم كه در سياق گفتگوى خود دربارهء اهل كتاب كه مىخواندند و مىنوشتند و در ميان آنان مدّعيان دانش بودند مىگويد : «
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
« 8 » - برخى از ايشان ( يهوديان ) بيسوادانى هستند كه نمىدانند در آن كتاب ( تورات ) چيست ، جز سخنانى كه شنيدهاند و مىخوانند . اينان تنها پايبند گمان خويشاند ، » ولى چرا خداوند بويژه در ميان امّييّن ( پيامبر را ) مبعوث كرد ؟
هامش
( 7 ) - امام صادق ( عليه السّلام ) گفت : « آنان مىنوشتند ولى كتابى از جانب خدا با آنان نبود ، و پيامبرى نزد آنان فرستاده نشده بود ، پس خداوند نسبت امّيين بدانها داد » نور الثقلين ، ج 5 ، ص 322 .
( 8 ) - البقرة / 78 .