السلام ) نقل است كه گفت : « او ذات خود است ، و ذات او خود هموست ، تواناييش نافذ است و نيازى ندارد كه خود را بنامد ، امّا نامهايى براى خود برگزيد كه ديگران او را بدان نامها بنامند زيرا اگر به نامش خوانده نمىشد شناخته نمىشد » . « 4 » اگر بخواهيم او را با نامهايش بشناسيم ناگزير بايد به يقين بدانيم كه اين نامها غير از ذات منزّه اوست . در خبر از امام صادق ( عليه السلام ) آمده است :
« اگر نام همان ناميده مىبود بيگمان هر نامى از اين نامها إله و خدايى مىبود ، امّا « اللَّه » معنايى است كه به وسيلهء اين نامها به دو راه مىبرند ، ولى اين نامها غير از اوست ، » « 5 » و انسان در حالى كه به راه شناخت پروردگار خويش مىرود ، ناگزير بايد اين حقيقت را به خاطر داشته باشد تا راهها و مذاهب گوناگون او را به سوى خود نكشانند و گمراه نكنند كه مانند پارهاى فيلسوفان و فرقهء مجسمهء پروردگارش را به وهم و پندار يا به عقل محدود خود مصوّر كند و از او به آفريدگانش فريفته و گمراه شود ، كه « در آنجا خردهايشان حيران ماند و رؤياهايشان ناچيز گشت ، از اين رو براى او مثالها زدند و برايش همانندها تراشيدند ، و او را به امثال تشبيه كردند و شبيهانى براى او مجسّم ساختند ، و او را چنان انگاشتند كه زايل و دگرگون مىشود ، پس در دريايى ژرف سرگردان شدند كه نمىدانند ژرفاى آن چه قدر است و كنه بعد آن را درنمىيابند » « 6 » پس خداوند از آنچه او را بدان وصف مىكنند و شريك مىانگارند ، منزه است . و چگونه انسان آفريدگار خود را تصوّر كند ؟ ! / 371 بلى ، ما مىگوييم فرمانروا و پاك از هر عيب و پيروزمند و حكيم ، ولى بدون حدّ و تشبيهى ، پس او صاحب فرمانروايى گسترده ، قداست عظيم ، پيروزمندى هميشگى و حكمت نافذ است . اين نامها هنگامى كه انسان به خود مراجعه كند و بدانها بينديشد يا ديده به افقهاى پيرامون خود افكند ، تجلّى مىكند .
آرى ، پروردگار ما فرمانروايى است كه فرمانروايى او را حدّى نيست و به
هامش
( 4 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 295 .
( 5 ) - همان مأخذ .
( 6 ) - همان مأخذ .