تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
4 [ اسوة ] : به ضمّ يا كسر همزه : پيشوا ، و تأسيت به و أتسيت به : به او اقتدا كردم ( و او را نمونه و پيشواى خود قرار دادم ) . راغب در المفردات خود افزوده است : و آن حالتى است كه انسان در پيروى از كسى چه زيبا و چه زشت و چه مفيد يا زيانبخش باشد در پيش مىگيرد . / 296

دشمن من و دشمن خود را به دوستى مگيريد

رهنمودهايى از آيات :

براى آن كه نفس مؤمن تكامل يابد و از شايبه‌هاى شرك و شك زدوده شود ، و از عوامل تأثير گذارى مادّى فراتر رود ، و در نتيجه براى ديدار خداوند و رسيدن به بهشتها و خشنودى او آماده شود ، بايد در آزمايش دوستى موفق گردد و روابط او تنها و تنها به سبب ايمان باشد ، و اين امر ، او را به گسستن رشته‌هاى دوستى از نزديكترين خويشاوندانش فرا مىخواند ، از اين رو با كشش عواطف پويندهء خود نسبت به آنان مقاومت مىورزد و عواقب مضاعف جدايى از آنها و فشارهاى زندگى بدون آنها را تحمّل مىكند . اين از دشوارترين چيزهايى است كه انسان در معرض آن قرار مىگيرد ، امّا قرآن آن را به نحو اساسى چاره مىكند ، چنان كه اين امر دشوار در نفوس مؤمنان آسان مىشود ، و آنان را براى گذراندن موفقيّت آميز امتحان به پيش مىراند ، با بيان حقايق زيرين : نخست : اين كه كافران هيچگاه مؤمنان را دوست ندارند ، بلكه عليه آنان در دل خود كينه و دشمنى مىورزند ، و اگر گاه به دوستى تظاهرى كنند فقط به علّت اسباب و شرايط و مصلحتهايى است ، و آنجا كه نتوانند / 297 نسبت به مؤمنانى كه