گرم نفسانى درونى و سياسى خود را با حزب شيطان ( دشمنان رسالت ، شامل كافران و مشركان و منافقان ) حفظ مىكنند ، گر چه سوگندهاى غلاظ بخورند و در تظاهر به / 180 ايمان و پيوستگى و دوستدارى مبالغه كنند و تكلّف نمايند ، جز حزب شيطان نيستند ، و خداوند آنها را عذاب خواهد كرد ، بدون آنكه بتوانند به وسيلهاى از عذاب او بگريزند ، و با قسم و سوگند خوردن فريبكارى كنند ، زيرا از شاهد و ناظر بر هر چيز و به آن آگاه است ، او واقعيّت و درون آنها را كه متضمّن دوستى با دشمنان خدا و رسالت و دشمنان مؤمنان و رهبرى رسالتى است و در پى كسب شرف و عزّتى ( برترى و تسلّطى ) از اين راهند ، مىداند و مىشناسد . پس چگونه آنان در حالى كه با اين رفتار پليد خود با خدا و پيامبرش مخالفت مىورزند ، از مؤمنان راستين باشند ؟
يا چگونه به تسلّط و عزّتى نائل شوند كه جز از آن خدا و پيامبر او و مؤمنان نيست ؟
هرگز . . . آنان بيقين از مؤمنان نيستند و سرنوشتى جز خوارى از پى خوارى ندارند .
آرى ، آن منافقان دو شخصيّتى به دنبال به دست آوردن مناصب و به اعتبار خود ترقّى با مال و پيروان بيشتر مىرفتند ، ولى به سبب مرضى كه در نفوس خود داشتند و از كفايت بى بهره بودند ، در صدد برآمدند كه عزّت و تسلّط را از راه همكارى با دشمنان امّت اسلام و خودفروشى و كار گزارى براى آنان به دست آورند ، و در اين راه به تكاپو درآمدند تا شايد همه با هم بر پيامبر پيروز شوند و شعلهء رسالت را خاموش كنند و به مطامع خود تحقق بخشند و به غرضهاى شوم خود برسند .
امّا بر اين گروه پوشيده مانده بود كه خداوند مسير هستى را بر پايهء پيروزى حق نهاده است و اين امر را در سنن الهى مقرر كرده و نگاشته و اجراى آن را با اعمال و تنفيذ قدرت خود حتمى ساخته ، و عزّت و تسلّط را براى خود و حزبش و شكست و خوارى را براى دشمنان خود خواسته و اراده كرده است .
در پايان و سوره بر اين روند خداوند مهمترين صفات مؤمنان راستين را كه همان حزب رستگار اويند توصيف و تعريف مىكند كه مهمترين آنها پس از ايمان به خدا و روز قيامت ، بيزارى جستن از دشمنان خدا و پيامبرش و رسالت او است ، مؤمنان در اين باره بين كسى با ديگرى تفاوت نمىنهند ، آنان به سبب دوستدارى و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: احمد آرام
ص٢٠٢