تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
به عمل آورد و اين گنجايش را دارد ، پس كسى كه بخواهد ديگرى را از كوشش در اين مسير باز دارد ، يا بپندارد كه ذات او اين گنجايى را براى وى ندارد ، هر آينه فضل پروردگارش را كوچك شمرده و آن را دست كم گرفته است ، و اين خصوصيّت و شأن نفوس بيمار گرفتار عقده‌هاى احساس حقارت و ناچيزى ، و مبتلا به نژادپرستى و حسد است ، كه اين و آن صفت هيچ يك ربطى به ايمان ندارد . اين آيه تا حدّى شبيه است به گفتهء خداى تعالى كه : «
سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 185 » - براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن همسان پهناى آسمانها و زمين است ، بر يكديگر پيشى گيريد . اين بهشت براى كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‌اند ، مهيّا شده است . اين بخشايشى است از جانب خدا كه به هر كه مىخواهد ارزانيش مىدارد ، كه خدا صاحب بخشايشى بزرگ است . » پس پروردگار ما دعوت به مسابقه ميان مؤمنان مىكند ، نه توقف و باز ايستادن به سبب نوميدى و نه پيكار به سبب نگرش نژادپرستى و شايد آنچه دربارهء مورد نزول اين آيه آمده به برخى از مطالبى كه پيش از اين گفته شده اشاره مىكند . . . در مجمع البيان ، سعيد بن جبير گويد : پيامبر خدا ( ص ) جعفر را با هفتاد سوار نزد نجاشى فرستاد كه او را ( به اسلام ) دعوت كند ، وى نزد او رفت و دعوتش كرد ، نجاشى سخن او را پذيرفت و به پيامبر ايمان آورد . هنگام بازگشت وى چهل تن از مردم مملكت نجاشى كه ايمان آورده بودند گفتند : به ما اجازه ده كه نزد اين پيامبر رويم و اسلام خود را به دو عرضه كنيم ، پس با جعفر آمدند ، و چون تنگنا و نيازمندى مسلمانان را ديدند ، اجازه گرفتند و گفتند : اى پيامبر خدا ! ما اموالى داريم و اكنون نيازمندى مسلمانان را مىبينيم ، اگر به ما اجازه دهى برويم و اموال خود را بياوريم و با مسلمانان تقسيم كنيم ؟ پيامبر به آنان اجازه داد و رفتند و
هامش
( 185 ) - الحديد / 21 .