مىكند و بروشنى مىگويد كه راهها به فضل خدا براى همه گشوده و هموار مىشود .
«
لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ
- تا اهل كتاب بدانند كه به فضل خدا هيچ دسترس ندارند ، » در اين آيه دو وجه است ، معنى آيه بر وجه اوّل اين است كه : تا از مهربانى خدا و فضل او نوميد نشوند كه بدين بهانه ايمان نياوردن خود را به پيامبر ( ص ) و كتاب جديد ( قرآن ) توجيه كنند ، يا نكوشيدن خود را براى كسب رحمت و فضل الهى تعليل نمايند ، هرگز . . . پس دعوت خداوند و وعدهء او شامل همه است .
اما بر وجه دوم معنى آيه چنين مىشود كه : تا اهل كتاب ( يهود و نصارى ) نپندارند كه آن فضل منحصر به آنان بوده و مؤمنان مسلمان را راهى به بهرهگيرى از فضل خداى تعالى نيست ، هرگز . . .
«
وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
- و اين فضل به دست خداست كه به هر كه خواهد دهد ، » به نظر مىرسد اهل كتاب گرفتار دو وعدهء خطرناك بوده و با آن بسر مىبردهاند : اول : اين كه آنان نژاد برترند ، پس فضل از آن ايشان است نه براى ديگران ، دوم : اين كه اگر ايمان بياورند در فضل با مسلمانانى كه پيش از آنان ايمان آوردهاند برابر نيستند زيرا آنان عربند و ايشان بيگانه ، يا به هر سبب ديگر .
پايان آيه ( و شايد آغاز آن نيز ) اين هر دو عقده را منتفى مىسازد ، زيرا فضل به دست خداست آن را به مسلمانان مىدهد همانطور كه پيش از اين هنگامى كه اهل كتاب به پيامبران خود ايمان آوردند به آنان نيز داده بود ، وانگهى از آنجا كه فضل به دست خداست ، او ميان عرب و غير عرب و پيشين و پسين و هموطن و بيگانه ( به تعبير امروز ) و قرشى و حبشى تفاوتى نمىگذارد ، پس هر كس ايمان بياورد و پرهيزگارى كند ، خداوند فضل خود را شامل حال او مىكند / 123 . . . و بدين گونه ميان دو وجه تغييرى را كه پيشتر دربارهء اين آيه ياد كرديم جمع مىكنيم .
«
وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
- و خدا را فضل و بخشايشى عظيم است . » خدايى كه براى هر انسانى بفراخى راه مىگشايد تا كوشش خود را براى او