يك نفر هم زرنگ باشد و هم ديوانه . دو وصف متضاد همزمان در وجود يك نفر هرگز قابل جمع نيست ؛ ولى مشركين اينكار را مىكردند .
3 - در بعض اوقات به پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلم ساحر مىگفتند . آنحضرت صلى الله عليه وآله و سلم را به جادوگرى متهم مىكردند ، آيات قرآن را سِحر مىدانستند . مشركين قريش براى اثبات ادعاى خود هيچ دليلى نداشتند ، لذا مجبور بودند كه هر روز آنحضرت صلى الله عليه وآله و سلم به يك چيز متهم نمايند .
خيالپردازى مشركين
« أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ »
آنان در دارالندوه مىگويند پيغمبر يك شاعر است . بايد صبر كنيم ، كمى انتظار بكشيم ، تا مرگ به سراغ او بيايد ، وقتىكه مرگ بهسراغش آمد ، بتها از خطر نجات پيدا مىكنند ، سپس ما هم با خيال راحت زندگى مىكنيم ، بعد از فوت او اشعارش نيز از بين رفته و نابود مىشود .
انتظار همزمان
« قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ »
براى مشركين بگو ، شما هم انتظار بكشيد ! ما هم انتظار مىكشيم . شما انتظار مرگ مرا بكشيد كه چه وقت از دست من راحت مىشويد ؟ بتهاى شما چگونه نجات مىيابد ؟ ما انتظار شكست شما را مىكشيم ، تا ببينم بتهاى شما چگونه سرنگون