وجود داشتند كه بعد از مرگ آنان اشعارشان نيز محو و نابود گرديد ؛ اكنون شما نيز ناراحت نباشيد ، پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله و سلم چند روزى بين مردم شعر مىخواند و سرانجام او هم مىميرد ، وقتىكه او از بين رفت ، اشعار او نيز به فراموشى سپرده مىشود . سپس بتهاى ما دوباره به اقتدار خودشان برمىگردند و ما نيز از شرّ او خلاص مىشويم . وقتىكه اين حرف را بزرگان قريش شنيدند ، همه گفتند أحسنت ، عجب حرفى گفتى ! خوب است ما بايد كمى انتظار بكشيم تا پيغمبراسلام صلى الله عليه وآله و سلم فوت كند ، زمانىكه او فوت كرد ، ما به كار خود ادامه مىدهيم . تمام " اهل الندوه " حرف آن مشرك را تصديق كردند و با خيال راحت هركدام به دنبال كار خود رفتند .
اصرار بر تناقضگوى
« فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ »
آيه مباركه براى رد گفتار مشركين قريش نازل شده است ، مىفرمايد : به مردم ياد آورى كن ، آنان را موعظه كن كه تو به لطف و نعمت پروردگارت نه كاهن هستى و نه مجنون . در بين عربها اين سه لفظ بسيار معروف بود و پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله و سلم را نيز هميشه به اين سه چيز متهم مىكردند .
1 - بعض اوقات مىگفتند : پيغمبر كاهن است . كاهن به كسى مىگويد كه " جنّيات " براى او اطلاع رسانى مىكنند ، يعنى مىگفتند ، براى پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم " جن " خبرهاى غيبى مىآورد و از گفتههاى " جن " براى مردم چيزى را خبر مىدهد . البته