چشم و گوش آنان را كور و كر كرده بود و تمام تلاششان اين بود كه به هر نحوى ممكن پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم را از سر راه خود بردارند ؛ ولى خداوند جل جلاله اراده كرده بود كه آنحضرت صلى الله عليه وآله و سلم پيروزى را به چشمان مباركش مشاهده نمايد ، همانگونه كه در فتح مكه مشاهده نمود .
« أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ »
مشركين به پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم مىگويند : آنچه را كه تو مىگوى از خود اختراع مىكنى ؟ ! اين حرفها را كه براى مردم مىگوى دروغ است ، نه خدا وجود دارد ، نه قيامت ، نه حساب ، نه پاداش و نه عقاب ، هيچ چيز وجود ندارد و همه را از خود مىگوى . رسول من ، آنچه را كه تاكنون براى آنان بيان كردهاى حق است ، تو چيزى از پيش خود نگفتهاى ، بلكه وحى پروردگارت را براى مردم بيان نمودهداى . خودت را ناراحت نكن ، آنان بهخاطر اينكه به خدا ايمان نياورند ، چنين اتهاماتى را به تو نسبت مىدهند .
شكست نا پذيرى قرآن
« فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ »
اگر مشركين اين حرفها را به تو نسبت مىدهند و در گفتار خود نيز صادقاند ، بيايند ! يك آيه مثل آيه قرآن از خود درست كنند ، در حالىكه مشركين بهطور قطعى نمىتوانند شبيه آيات قرآن را از خود بسازند . مشركين عرب بودند و به زبان عربى