بهشتىها باهمديگر مىگويند : ما در دنيا از دشمنان خدا بيم داشتيم ، ازگمراهى خود ترس داشتيم ، از نفس امّاره خود هراس داشتيم ، از وسوسه شيطان بيمناك بوديم . از آينده فرزندان خود ناراحت بوديم .
« قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ »
چنان راحت صحبت مىكنند كه گويا آنان در دنيا داخل مهمان خانه دور هم جمع شدهاند ، با خيال راحت از كم و كيف زندگى دنياى خود صحبت مىكنند ، دنيا را با بهشت مقايسه مىكنند . واقعاً در دنيا اين چنين است ، مؤمنين در دنيا ترس زياد دارند ؛ اماّ در بهشت ترس از دلشان بيرون مىشود .
در بهشت نه خطر گمراهى است ، نه خطر دشمن ، نه ترس گرسنگى ، هيچگونه ترس و هراسى در بهشت وجود ندارد . بهشت براى مؤمنين جاى أمن ، جاى راحتى ، جاى لذت ، جاى خوشى و مسرّت است . وقتىكه بهشتىها زندگى پُر خوف و خطر دنيا را با زندگى بهشتى خود مقايسه مىكنند ، از فضل و مرحمت خدا خوشحال هستند .
« فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ »
امّا خداوند متعال جل جلاله بر ما منّت نهاد و از عذاب كُشنده ما را حفظ كرد . سموم به معناى حرارتى است كه در سوراخ بدن انسان در زير پوست داخل مىشود و بسيار اذيت كننده است . مثل باد سموم كه در زير پوست در سوراخهاى موجود بدن انسان داخل مىشود و مانند زهر بدن را مىسوزاند .