مىگويد : فلان غذا لذيذتر است ، يكى مىگويد : اين رنگ براى لباس خوب است ، ديگرى مىگويد : فلان رنگ لباس خوب است ، طبيعت انسانها مختلف است ، در همه چيز باهم اختلاف دارند . علت اختلافات انسانها اين است كه فكر آنان در دايره محدود قرار دارد و به همين دليل باهم اختلاف پيدا مىكنند .
« وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً »
اگر پروردگار تو مىخواست همهى مردم را يك امت درست مىكرد ، يعنى مىتوانست طبيعت آنان را نيز تغيير دهد . خداوند جل جلاله حكيم است و نمىخواهد طبيعت كسى را تغيير دهد ؛ زيرا نظام طبيعت بر اساس همين اختلافات استوار است ، اگر طبيعت مردم يكسان مىبود و همه به يك جهت فكر مىكردند ، مشكلات زيادى در جهان به وجود مىآمد ؟ بهعنوان مثال ، اگر همهى مردم درس مىخواندند و همه داكتر مىشدند و يا همه مهندس مىشدند ، يا همهى مردم عالم دينى مىشدند يا همه يك شغل ديگر را انتخاب مىكردند ، زندگانى مردم از هم مىپاشيد و نظام اجتماعى خراب مىشد ، زيرا نظام طبيعت به همه چيز ضرورت دارد ؛ عالم دينى مىخواهد ، مهندس مىخواهد ، داكتر مىخواهد ، اقتصاد شناس مىخواهد ، رياضىدان مىخواهد ، نويسنده مىخواهد ، كار فرما مىخواهد ، كارگر مىخواهد ، نجار مىخواهد ، زرگر مىخواهد ، قصاب مىخواهد ، چوپان مىخواهد ، جاروكش مىخواهد . اگر تمام مردم در يك صنف يا در يك رشته روى مىآوردند ، اينهمه نيازهاى جامعه از كجا تأمين مىگرديد ؟ تمام نيازمندىهاى بشر از اختلافات طبيعى و فكرى به وجود مىآيد . در واقع اختلافات طبيعى و همه جانبه