لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ »
« 1 » شما را مىكشم و در شاخهاى درخت آويزان مىكنم ، سپس دست و پاى شما را قطع مىكنم تا عذاب بيشتر بچشيد . جادوگران در جواب فرعون گفتند :
قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ
« 2 » ما به خداى واحد ايمان آورديم و بهسوى او باز مىگرديم .
خوب دقت كنيد و ببينيد كه به يك ساعت چه انقلابى در باطن آنان بوجود آمد ؟ وقتى باطن انسان شفاف باشد ، به يك جرقه ، اين چنين بسوى خداى خود بازمىگردد . بعضى اوقات يك نفر بيست سال زير منبر و سخنرانى مىرود و موعظه را گوش مىكند ؛ ولى هيچ گونه تاثيرى برايش ندارد . بيست سال تبليغ و موعظه ، اصلًا بر او تاثير نمىكند ، نه زكات مىدهد و نه خمس ، مرتب سخنرانىهاى علماء را گوش مىكند ؛ اما هيچ تغييرى در باطن خود احساس نمىكند . بعضى افراد ديگر مثل اين جادوگران با ديدن يك حقيقت ديگرگون مىشود . مثل آتش كه روى هيزم بريزد زود منقلب مىگردند ، با جان و دل به خداى خود تسليم مىشوند . فرعون ، گفت : شما را به دار مىزنم ! به شاخهاى درخت شما را حلق آويز مىكنم تا به سختى بميريد . گفتند : ما از كشتن ترس نداريم ! ! ! آنان تازه مسلمان شده بودند ؛ اما درست با اراده قوى خود را به خدا تسليم كردند . ( چون طفل يك شبه رهى صدساله مىرود ) بسيار به
هامش
( 1 ) - اعراف / آيه 124
( 2 ) - اعراف / آيه 125