خونسردى گفتند :
« إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ »
( باكى نيست ، ما به سوى پروردگار خود برمىگرديم . تو هر كارى را كه مىخواهى بكن ! اى فرعون تو چه فكر ميكنى ؟ ! «
إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا »
« 1 » تو فقط زندگانى دنياى ما را مىگيرى ! حكومت تو براى زندگانى دنيا است . اگر تو ما را بكشى ما به سرچشمهى بقا متصل مىشويم . ما به خداى موسى ايمان آورديم و ديگر از تو ترسى نداريم . با كمال جرئت در مقابل فرعون ايستادگى كردند و با الفاظ بليغ و رسا حرفهاى خود را گفتند .
جادوگران انسانهاى خيلى منطقى بودند ، به جاى اينكه به فرعون فحش و دشنام بدهند ، با خونسردى و آرامى ، از روى منطق جواب او را گفتند : فرعون تو چه مىخواهى بكنى ؟ تو تنها مىتوانى زندگى دنيا را از ما بگيرى ! زندگى آخرت ما را چهكار مىكنى ؟ در آخرت تو ذليل هستى ، كارى از دستت ساخته نيست . فرعون تو نمىدانى ! در آخرت خدا حكومت مىكند ، به همين دليل ما در دنيا خود را تسليم او كرديم . جادوگران ايمان محكم داشتند ، با توجه به تهديدات فرعون ، همچنان به عقايد خود اصرار ورزيدند .
به هرحال حضرت موسى عليه السلام تبليغ خود را كرد ، حجت را بر فرعون تمام كرد ؛ ولى فرعون بهخاطر حفظ سلطنت ، قدرت و موقعيتهاى اجتماعى به ارشادات موسى عليه السلام گوش نداد و دعوت او را قبول نكرد ؛ نهتنها قبول نكرد كه ناجوانمردانه به
هامش
( 1 ) - طه / آيه 72