آنحضرت عليه السلام اتهام بسته نمود . فرعون در واقع به آن اتهامات كه عليه موسى عليه السلام وارد نموده بود ، اعتقاد نداشت ؛ منتهى بهخاطر اينكه مردم به دور آنحضرت عليه السلام جمع نشوند او را متهم نمود . مردم نيز به خوبى مىدانستند كه فرعون دروغ مىگويد ، موسى عليه السلام نه جادوگر است و نه ديوانه ؛ بلكه او فرستاده خداوند جل جلاله بهسوى فرعون است . موسى عليه السلام مىخواست فرعون را ارشاد كند تا به خداى واحد تسليم شود و مردم را به خرافه پرستى نكشاند . مبارزه ميان موسى عليه السلام و فرعون مدتها ادامه پيدا كرد . خداوند جل جلاله به فرعون مهلت داد ، تا شايد اصلاح شود ؛ ولى او اصلاح نشد . سرانجام نتيجه كار اين شد كه عذاب خدا او را در برگرفت .
ذلت و خوارى فرعون
« فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ وَ هُوَ مُلِيمٌ »
در كلمه " نبذنا " نكتهى مهمى وجود دارد كه از يكطرف قدرت پروردگار را تثبيت مىكند و از طرف ديگر ذلت و حقارت حكومت فرعون را در برابر عظمت خدا به نمايش مىگذارد . حكومت فرعون داراى ريشههاى عميق در بين مردم بود . هزاران نفر لشكر در اختيار داشت ، هزاران نفر كارمند در كنارش بود ، همهى آنان تحت فرمان او قرار داشتند . باوجود آنهم ، اندكترين مقاومت هم در برابر قدرت خداى نتوانست . قرآن مىفرمايد : ما همهى آنها را از فرعون گرفتيم . تشكيلات فرعون