تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
عرش آمده است جمع نمودم و چيزى را در آن مورد نوشتم ؛ ولى بيان آن‌ها در اين‌جا كه بيشتر مستمعين مردم عوام هستند ، به‌درد نمىخورد ؛ زيرا مطرح نمودن بحث‌هاى علمى در اين جلسات لازم نيست . ما در اين‌جا موضوعاتى را صحبت مىكنيم كه همه مردم مسلمان كشور تا حدودى با فرهنگ قرآنى آشنا شوند و صحبت‌ها بايد مفيد و مختصر به‌گونه‌ى بيان گردد كه با حوادث روزمره مردم مطابقت داشته باشد . من نمىخواهم مطالب علمى ، فلسفى ، ادبى و معارفى قرآن را به سطح بالا براى مردم صحبت كنم و دليل آن نيز اين است كه ممكن است براى عده‌اى از مردم عوام قابل فهم نباشد و حتّى ممكن است براى عده‌اى خسته كننده نيز باشد . در مورد عرش ، ظاهراً احتمالات وجود دارد كه در احاديث معتبر نيز وارد شده است . اما احتمالاتى كه مىگويند ؛ مراد از عرش ، علم خدا است و يا عرش كنايه از زمام‌دارى است . تدبير مخلوقات به اراده خداوند جل جلاله است و او صاحب قدرت سلطنت واقعى است . ظاهراً اين مورد مقبول‌تراست ؛ زيرا مراد از تخت پادشاهى ، كنايه از زمام‌دارى و تدبيراست ، كنايه از اداره و مديريت كشور و مملكت است و تمام كائنات ، كشور خداست و تمام مخلوقات ، تحت اداره و اراده اوست . لذا خداوند جل جلاله هم محيط است و هم مدير و هم مريد است . مريد ، يعنى اراده وجود همه‌ى كائنات از جانب خداست . خدا مديراست ؛ يعنى تمام كائنات از جانب خدا اداره و مديريت مىشود و اوست كه كائنات را اداره مىكند . محيط يعنى خداوند جل جلاله بر همه چيز و بر همه‌ى كائنات علم دارد و چيزى از كائنات بر او پوشيده نيست . به نظرمن ، اگر عرش را به معنى زمام‌دارى بپذيريم تا حدودى قابل قبول مىشود .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 58 | الشيخ محمد آصف المحسني