انسان در موقع فرصت خود لحظهى راجع به ارتباط خود خالقش فكر نكند ؟ چرا به فضايل اخلاقى و كرامت انسانى خود نيانديشد ؟ چرا به خدمات اجتماعى و راهحل مشكلات جامعه خود فكر نكند ؟
آيات قرآن مجيد هر كدام از خود شأن نزول دارد ؛ ولى بحث ما مربوط به شأن نزول آيات نيست ؛ چرا كه الفاظ قرآن عام است و همه چيز را در بر مىگيرد . شأن نزول نمىتواند مخصّص آيه شود كه بگوييم اين آيه در يك مورد خاص نازل شده است و اكنون وقت آن گذشته است . نه خير ، قرآن براى زمان خاص نيست ؛ بلكه از زمان نزول تا روز قيامت مورد استفاده است . قرآن در واقع مانند خورشيد و بلكه بهتر از آن است ؛ زيرا نور خورشيد ممكن است روزى خاموش شود ؛ ولى نور قرآن براى هميشه جريان دارد . و براى ابد باقى خواهد بود .
« أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ » « حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ »
تا آنجا از قوم و قبيله خويش حساب كرديد كه زندهها باقى نماندند و در قبرستان به سراغ مردهها رفتيد و قبور آنها را نيز حساب نموديد .
اينگونه كارهاى مزخرف به هدف خلقت انسان كه بهعنوان نماينده خدا در روى زمين است سازگارى ندارد . متأسفانه در شرايط كنونى كه علم در حال ترقى و پيشرفت است ، باز هم عدهاى از انسانها به همان افكار جاهلانه خود باقى هستند و به كميت قوم خود افتخار مىكنند . انسان در طول تاريخ چنين بوده و به چيزهايى بىارزش مباهات كرده و مىكند . ممكن است كسى سؤال كند كه چرا انسان به اين مفكورههاى پوچ گرفتار شده است و چرا از اهداف عالى انسانى خود غافل شده است ؟
جواب آن واضح است ؛ بشر از فطرت انسانى خود دور شده است و خالق خود را از ياد برده و فراموش كرده است ؛ وقتى انسان خالق خود را نشناخت و از او غافل