خود كارهاى مفيد انجام ندهد . اگر وجود انسان براى خودش و براى جامعهاش مفيد نباشد ، خوبىهاى ديگران چه نفعى براى او دارد و چرا بدون جهت براى ديگران فخر و مباهات نمايد ، مثل جمله معروف كه در ميان مردم استعمال مىشود . « من آنم كه رستم بود پهلوان »
پشت نام پدر چه مىگردى * پدر خويش شو اگر خواهى
پدر انسان هرچه بوده باشد در زمان خودش و براى خودش بوده ، چه ربطى به امروز دارد ؟ پدرى كه قبل از چندين سال فوت شده باشد ، به درد امروز فرزندانش نمىخورد و نبايد به او افتخار نمايد . انسان بايد سعى كند كه خودش افتخار آفرين باشد و بتواند به جامعه خود خدمت كند . قرآن كريم مىفرمايد : در قيامت انساب از ميان مردم برداشته مىشود و هركس به فكر خود مىباشد .
« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ »
« 1 » پس آنگاه كه در صور دميده شود ميانشان نسبت خويشاوندى وجود ندارد و از يكديگر نمىپرسند .
وقتىكه انساب از بين مىرود چرا انسان خود را فريب دهد ؟ چرا افكار خود و افكار ديگران را به چيزهاى بيهوده مشغول كند ؟ البته اين افتخارات باطل ، تنها مربوط بهزمان خاص نيست ؛ بلكه از سابق نيز وجود داشته است و خيلى اوقات به خاطر مباهات بين اقوام حساسيت بهوجود آمده و منجر به فتنه و آشوب شده است .
به هرحال انسانها از همديگر برترى ندارند و كثرت عدد براى انسان مايه افتخار نيست . آيه مباركه نيز همين موضوع را بيان مىكند و مىفرمايد : كثرت گرايى و زياد شمردن قوم و قبيله و مباهات به ديگران شما را مشغول كرد . چرا
هامش
( 1 ) - مؤمنون / آيه 101