به تحصيل علم و كمال بىپردازد و به اجتماع خود خدمت نمايد ، به واجبات دينى خود مقيد باشد و از محرمات دورى كند . اگر علم دارد ، ديگران را علم بياموزد ، اگر ثروتمند است ، از توان مالى خود استفاده نموده و به فقرا و مساكن كمك نمايد . اگر انسان اين چنين هدفمند زندگى كند ، حتماً به حقيقت انسانى خود پىبرده و از خرافات دور مىشود .
مهم اين است كه انسان هدف اصلى خلقت را بداند . بزرگى شهر ، زيادى قوم و شهرت قبيله ، برترى نژاد ، مال و ثروت ، هيچكدام براى انسان افتخار ندارد . انسان بايد افكار ناسيوناليستى را از خود دور كند ؛ زيرا همين عقايد و افكار ناسيوناليستى در طول تاريخ ، يكى از عوامل بزرگ بدبختى انسانبوده است . متأسفانه در شرايط كنونى نيز اين مفكوره باطل دنيا را به آتش كشيدهاست . اينگونه مزخرفات با شأن و منزلت انسانى كاملًا منافات دارد و بايد به هر نحوى از اجتماع بشرى دور شود . اگر اين مزخرفات در ميان مردم ادامه يابد ، سرانجام جز خوارى و ذلت و عقب ماندگى چيزى نصيب انسانها نخواهد شد .
چرا امروز كشورهاى قدرتمند جهان ملت و نژاد خود را از ساير نژادها و ملتها بهتر و برتر مىدانند ؟ چرا خيانت به كشورهاى ديگر را خدمت به كشور خود مىدانند ؟ چرا به حقوق و حاكميت ملى ديگران تجاوز مىكنند ؟ چرا تمام منابع و مخازن جهان در دست عدهاى خاص قرار دارد و كوچكترين حقوقى را براى ديگران قايل نيستند ؟ مگر ملتهايى ديگر انسان نيستند ؟ آيا اين همه فتنه و آشوب كه جهان را فرا گرفته است ، نتيجه همين مفكورههاى ناسيوناليستى نيست ؟ آيا بهتر نبود كه آنان ديگران را نيز مثل خود انسان بدانند و به حقوق آنها احترام قايل شوند ؟ آيا بهترنبود كه بجاى برترى جوى به كمال انسانى خود فكر كنند ؟
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٩٥