تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
است ؛ اگر بخواهيم روى اين موضوع صحبت كنيم ، بحث‌هاى علمى مفصل مىخواهد كه در اين‌جا مجال صحبت كردن آن نيست ؛ زيرا مستمعين اين صحبت‌ها بيشتر مردم عوام هستند و من مىخواهم موضوعات مفيدى را صحبت كنم كه مورد استفاده تمام مردم قرار بگيرد ؛ حتى كسانىكه از نعمت سواد محروم هستند نيز از مطالب قرآن مجيد استفاده كنند . در اين‌جا بد نيست كه يك توجيه اجتماعى را بيان كنم و آن اين‌كه در زبان پشتو ، فارسى ، عربى ، اردو و انگليسى ، تا آن‌جايى كه من مىدانم ، قلب به دو معنى اطلاق مىشود ، يكى به همين معنى فيزيكى و ديگرى به معنى روحانى استعمال مىشود . چرا به دو معنى استعمال مىشود ؟ چه رابطه‌اى بين قلب و روح وجود دارد ؟ چرا در ابتداء كه روح به بدن تعلق مىگيرد ، قبل از همه با قلب ارتباط بر قرار مىكند ؟ والله العالم . ارتباط روح به قلب را تا همين اواخر به تعبير عام ضربان قلب گفته مىشد و ضربان قلب را از علايم حيات انسان برمىشمردند ؛ ولى امروز متخصّصين علوم طبى مىگويند : حيات به قلب مربوط نيست ؛ بلكه به مغز انسان مربوط است كه اين‌هم يك بحث پيچيده و تخصّصى است كه در كتاب ( فقه و مسايل طبيه ) « 1 » به‌صورت مفصل آن را نوشته‌ام . در اين كتاب اقوال متخصّصين طبى را كه نظريات و ادله‌هاى آن‌ها در مورد اين‌كه آيا مرگ مربوط به قلب است و يا مربوط به مغز ، بحث صورت گرفته است . « 2 »
هامش
( 1 ) - محسنى ، محمد آصف / الفقه و مسايل طبيه / مركز النشرالتابع الاعلام الاسلامي ، الطبعة الاولي 1424 ه . ق مطابق 1382 ه . ش ( 2 ) - در كشور امير نشين " كويت " سال يك‌بار سمينار علمىطبى ، تحت عنوان ( المنظة الاسلامية في علوم طبية ) براى مدت سىروز داير مىگرديد ؛ در آن سمينار تعداد زيادى از متخصّصين علوم طبى و علماى دينى از كشورهاى مختلف اسلامى شركت مىكردند و در مورد امراض‌هاى مهم روز و راه‌هاى علاج آن‌ها ، بحث و گفتگو نموده و راه‌كارهاى عملى آن‌ها را جستجو مىكردند . بعد از ارائه نظريات متخصّصين طبى و