آيات قرآن بهصورت مختلف بيان شده است ، در بعضى از آيات " صدور " آمده و در بعض آيات ديگر " قلب " و يا " قلوب " آمده است . كلمه " صدور " جمع است يعنى سينهها ، كلمه « قلوب » نيز جمع است يعنى قلبها . قلب يعنى دل فيزيكى انسان . آيا مراد از قلب ، همان دل فيزيكى است كه مانند ساير اعضاى بدن انسان ، هيچگونه علم و ادراك ندارد ؟ قلب و يا دل ، در واقع همانند انگشتان دست و پاى انسان است كه هيچ اراده و تصميمى از خود ندارند ؟ قلب فيزيكى در واقع يك تكه گوشتى است كه وظيفه آن تلمبه كردن است تا خون را به رگهاى بدن برساند و همچنين سينه انسان نيز يك عضو فيزيكى و بدون ادراك است ؟ البته قلب و صدر ، هردو يك معنى دارد ، در معنى آنها فرقى وجود ندارد . ممكن است كلمه صدر به اعتبار قلب ياد شده باشد ؛ چونكه قلب در داخل سينه قرار دارد از آن نيز نام برده شده است .
قرآن مجيد مىفرمايد :
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
« 1 » آيا مراد آيه مباركه همين سينه فيزيكى و مادى است ؟ اگر مراد سينه فيزيكى باشد ، چگونه نيتهاى انسان در آن مخفى مىشود ؟ چگونه كفر و يا ايمان در آن جاى مىگيرد ؟ در حالىكه هيچ چيز در آن نمىتواند مخفى شود . قلب فيزيكى مثل ساير اعضاى بدن يك تكه گوشت است و مانند بقيه اعضاى بدن كه هركدام وظايف خاصى دارد ، بدون كدام ادراك انجام وظيفه مىكند . چرا قرآن مى فرمايد ؟ آنچه را كه در صدور خود پنهان نمودهايد در روز قيامت آشكارا و ظاهر مىشود .
اين موضوع خيلى پيچيده است و در چندين جاى قرآن كلمه " قلب " و " صدر " ذكر شده است ؛ در حالىكه قلب يك عضو فيزيكى و مادى بدون ادراك
هامش
( 1 ) - انشراح / آيه 1