كه در زبانهاى پشتو ، انگليسى ، اردو و فارسى نيز قلب به همين دو معنى فيزيكى و روحى ياد مىشود ؛ يعنى در مورد معنى فيزيكى مىگوييم فلانى رگ قلبش بسته شده و علاج آن مشكل است . در معنى روحى مىگوييم كه قلب من بر چنين چيزى و يا به اين حرف گواهى مىدهد . در اينصورت دانسته مىشود كه چرا ادراك به قلب نسبت داده مىشود ؟
بنابراين اگر قلب را به دو معنى فيزيكى و روحى بگيريم اشكال بر طرف مىشود . البته اين موضوع بحث زياد مىخواهد كه من نمىخواهم در جزئيات آن وارد شوم ؛ زيرا در بعضى از كتابهاى خود من آن را ذكر كردهام . « 1 » اين مطلب از بعضى از آيات قرآن مجيد نيز دانسته مىشود كه مى فرمايد :
« وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ »
« 2 » آن چيزهاى كه در نفس شما است ، چه اظهار كنيد و چه پنهان نگهداريد .
« يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ »
خدا به اين چيزها شما را محاسبه مىكند و از شما حساب مىگيرد . فرق نمىكند هر چيزى كه در باطن شما بوده است و يا قصد داشتهايد ، همه در روز قيامت پرسيده مىشود .
« إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ »
آيا بشر نمىداند كه خدا به كار او آگاه است . وقتى كه انسان مىداند خداوند جل جلاله از كار او باخبر است ، نبايد به دنيا اينقدر علاقهمند باشد ؛ زيرا هر انسان عاقل امروز بهخوبى مىداند كه بعد از مرگ دوباره زنده مىشود و تمام اسرار او در ميدان حساب فاش
هامش
( 1 ) - از جمله در كتاب ( روح از نظر دين ، عقل و علم روحى جديد ) نوشته معظمله ، چاپ اول ، تاريخ چاپ سال 1376
( 2 ) - بقره / آيه 284