موضوع قلب و سينه در بين مردم ما نيز مطرح است ، مثلا كسىكه مىخواهد محبت خود را به ديگرى اظهار كند مىگويد : من شما را قلباً دوست دارم . هيچ وقت ما به همديگر نمىگوييم كه من شما را به انگشت خود دوست دارم و يا اينكه به چشم خود دوست دارم ؛ اماّ اين مطلب را هميشه تكرار مىكنيم كه من به قلب خود و يا به دل خود شما را دوست دارم ؛ شما هميشه در قلب من هستيد ، امثال اين حرفها . سعدى اين مرد فصيح زبان كه در ادبيات فارسى استاد است نيز اين جمله را كه « ياد تو در سينه ام است » استعمال كرده است . او مىگويد :
با اينهمه بىداد تو اين عهد بى بنياد تو * درسينه دارم ياد تو يا در زبانم مىرود
تاكنون كسى نمىداند كه چه ارتباطى بين روح و قلب وجود دارد كه در قرآن مجيد نيز به همين عبارت آمده است .
« وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ »
و آنچه در درون سينههاست آشكار مىگردد . در اينجا جواب قانع كننده همين است كه بگوييم مراد از صدر و قلب كه در قرآن از آن ياد شده است هم معنى فيزيكى آن است و هم معنى روحى ؛ زيرا روح يعنى همان نفس انسان است
هامش
علماى دينى اهل سنت ، آن نظريه ها را با احكام فقه حنفى تطبيق مىكردند . سپس تمام مباحثى كه در جلسات صورت گرفته بود توسط همان منظمه ، در يك جلد و يا چند جلد چاپ مىگرديد . بعد از چاپ ، اين كتابها توسط آقاى واعظ زاده و اين حقير ( محمدرضاقيام ) خريدارى و براى حضرت آيت الله العظمى محسنى ( دامظلهالعالى ) فرستاده مىشد . معظمله ، با توجه به تواناى علمى كه دارند ، نظريات متخصّصين طبى را به وجه احسن ، توسط فقه جعفرى جواب گفتهاند .