زن ، عاديات از ماده ( عدو ) به معنى دوندگان است . بعضىاز مفسّرين گفتهاند كه اسب نبوده ؛ بلكه شتر بوده است . قسم به شتران و يا اسبان دونده كه نفس زنان مىرفتند و با سرعت زياد نزديك سحر خود را به دشمن رسانيدند و دشمن را در محاصره گرفتند . خداوند متعال جل جلاله مىخواهد به جهاد عظمت ببخشد و به همين دليل به اسبها و يا شترهايى كه در راه جهاد رفتهاند قسم مىخورد . البته اين موضوع عظمت اسبها و شترها را نمىرساند آنها حيوان هستند ؛ بلكه ارزش جهاد و جهادگران را بيان مىكند ؛ زيرا آنچه كه مهم است مسائل عملى جهاد است كه در نزد . خداوند متعال جل جلاله داراى ارزش است .
آتش افروخته شده
« فَالْمُورِياتِ قَدْحاً »
قسم به آن جرقههاى آتش كه افروخته شده است .
اگر مراد اسب باشد ، يعنى اسبها چنان مىدويدند كه وقتى نعلهاى آنها به سنگ اصابت مىكردند جرقههاى آتش از پشت پاهاىشان بلند مىشدند . احتمال دارد زمين سنگزار بوده ، وقتى اسبها زياد مىدويدند در اثر تماس شديد نعل آنها برسنگ ، آتشى از سُمّهاى آن حيوانات برخواسته و بهسوى هوا جرقه مىكشيدند .
احتمال ديگرى كه وجود دارد اين است كه شايد مراد از آتش ، همان آتشى باشد كه مجاهدين اسلام صبح زود در محل جنگ و به اطراف لشكر مشركين بر افروختند .
« فَالْمُورِياتِ قَدْحاً »
موريات جمع موريه است از ماده ايرا ، يعنى آتش افروختن . قدحاً ، به معنى زدن كه در اثر ضربات از آن آتش بيرون شود به آن ( قدح ) مىگويد : يعنى وقتى