مىبيند كه به دين خيانت مىكند ، به كشور خيانت مىكند ، به بيت المال ضرر مىرساند ؛ در آنصورت افشا كردن آن اشكال ندارد ؛ ولى در قضايايى خصوصى مردم ، بايد انسان امانتدارى را درست رعايت كند . يك حديث صحيح السند نيز در اين مورد وجود دارد كه مىفرمايد : « الْمَجَالِسُ بِالأَمَانَةِ » « 1 » آن چه از اين حديث استفاده مىشود اين است كه لازم نيست كسى به انسان بگويد كه صحبتهاى او را در بيرون افشا نكند ؛ بلكه به محض اينكه انسان با كسى در يك مجلس خصوصى نشست و حرفهاى به همديگر گفتند ، جايز نيست آن را در جاى ديگر و يا با شخص ديگر صحبت كند ولو به انسان سفارش نشده باشد واجب است كه آن را بهعنوان امانت حفظ نمايد .
گاهى وقت دفترچهى خاطرات شخصى يك فرد را انسان مىخواند ، جايز نيست كه خصوصيات زندگانى او را با ديگران صحبت نمايد . گاهى ممكن است نامهى از راه دور به دست انسان مىرسد و چيزهاى در مورد يك شخص نوشته است ؛ گرچند در نامه ذكر نشده كه موضوع آن را به كسى نگوييد ؛ اما انسان مىداند كه صاحب نامه با افشاى آن راضى نيست ؛ نبايد آن را افشا كند .
گاهى امانت مالكى نزد انسان نيست و كسى او را أمين مال خود قرار نداده است ؛ ولى براى اينكه خدا انسان را أمين قرارداده است ، حفظ امانت بر انسان واجب مىشود ؛ مثلًا انسان از كسى پول قرض مىگيرد ، يا قرض خود را از كسى اخذ مىكند ، يا اينكه با شريك خود حساب دارد و از او پول مىگيرد ، ياجنسى را از
هامش
( 1 ) - محسنى ، محمد آصف ، ( معجم الاحاديث المعتبره ) چاپ اول ، ج 3 / باب 28 ، حديث 1 ، ص 233 - قوانين زندگانى در قرآن / قانون 48 ص 171 ، حديث 1 . الكافى / جلد 2 / كِتَابُ الْعِشْرَة / بَابُ الْمَجَالِسُ .