پريشان مى كردند و به يك چشم خود از طرف ديگر سرمه مى كشيدند ( يعنى اگر موى سر را از طرف راست خود باز مى كردند براى سرمه كشيدن چشم چپ را اختيار مى كردند ) و به يك پاى خود پابند مى انداختند .
و اين همه بايد در شب انجام مى شد ، آن وقت مى گفتند : « يا لكاح البغى النكاح قبل الصباح ) و خيال مى كردند كه به اين كار به زودى صاحب شوهر مى شوند ؛ عدهاى از حيوانات را مانند آهو و روباه و شتر مرغ و يربوع ( حيوانى كه شبيه موش است ) و غير آن ها را حيوانات سوارى جن مى دانستند ، و اعتقاد داشتند كه جن را مى بينند و با آنها صحبت مى كنند و غول و بيابانى را نيز مشاهده مى كنند و گاهى او را تزويج كرده و با او مجامعت مى كنند ؟ !
و در باره جن داستان هاى عجيب و غريبى از آنان نقل شده كه به نوشتن و خواندنش نمى ارزد .
اكر مرض شان طول مى كشيد ، گما مى كردند كه به واسطه كشتن مار و يا يربوع و يا قنفذ ، جن به آنها آسيبى رسانيده ، شترى از گل درست مى كردند و بر آن جوال هاى پر از گندم و جو و خرما مى گذاشتند ، صبح وقتى از خواب بيدار مى شدند اگر آنها را
قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٥