اگر راه خود را در بيابان گم مى كردند پيراهن خود را چپه و وارونه كرده و كف مى زدند مانند اينكه به طرف انسان به دو دست اشاره كنند ، معتقد بودند كه با اين عمل راه پيدا مىشود .
وقتى كه به سفر مى رفتند نخى به شاخه درختى مى بستند ، وقت مراجعت اگر آن نخ به حال خود بود معلوم مى شد زنش خيانت نكرده و چنانچه تار نخ مذكور به شاخه درخت بسته نبود مى فهميدند آن زن خيانت نموده است . و اگر از ديوانگى و دميدن ارواح خبيثه به شخصى مى ترسيدند ، اورا به نجاسات و قاذورات و كثافات آلوده مى كردند .
وقتى چشم شان خارش مى كرد مى گفتند حتما دوست خود را ملاقات مى كنيم .
مى گفتند اگر مرد روپوش زن را پاره كند و زن عباء و رداء مرد را پاره كند ، محبت آنان پايدار مى ماند .
و در هنگام سفر در شب خطى دور خود و مركب خود مى كشيدند و مى گفتند به بزرگ اين وادى پناه آورديم ، و از ترس تاريكى شب به جن پناه مى بردند .
اگر براى زنان خواستگار پيدا نمى شد ، موى يك جانب سر را
قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٤